2018 January 19 - جمعه 29 دي 1396




خدای وهابی
کد خبر: ١٤٦٦١ تاریخ انتشار: ٠٦ مهر ١٣٩٢ - ١٧:١٨ تعداد بازدید: 826
خدای وهابی

در این جا مواردی چند از اعتقادات فرقه ضاله وهابیت درمورد خداوند یکتا آورده شده است

خداى وهابيت از عرش به زير مى آيد
ابن تيميه مى گويد: هر شب هر طور كه بخواهد به آسمان دنيا فرود مى آيد، و مى گويد: آيا كسى هست كه مرا بخواند و من اجابتش كنم، و طالب مغفرتى هست كه او را ببخشم ... خدا اين كار را تا طلوع فجر انجام مى دهد.
و پس از نقل مطلب فوق مى نويسد: «فمن أنكر النزول أو تأوّل فهو مبتدع ضالّ» (هر كس فرود آمدن خدا را به آسمان دنيا انكار يا توجيه كند بدعتگذار و گمراه است
(( مجموعة الرسائل الكبرى، رساله يازدهم: 451. )).
«ابن بطوطه» در سفرنامه خود مى نويسد: «ابن تيميّه» درمسجد جامع دمشق كه من حضور داشتم، بر بالاى منبر گفت: «إنّ اللّه ينزل إلى السماء الدنيا كنزولي هذا» (خداوند به آسمان دنيا فرود مى آيد، همچنان كه من از پلّه اين منبر فرود مى آيم)، سپس يك پلّه پايين آمد، «ابن الزهراء» از فقهاء مالكى اعتراض كرد، و اظهارات وى را به اطلاع ملك ناصر رساند، وى دستور داد تا او را زندانى كردند، و در زندان از دنيا رفت
(( رحلة ابن بطوطة: 113. )).
خدای وهابیت می خندد
ابن تيميه در رساله «عقيدة الحمويّة» مى نويسد: خداوند مى خندد، و روز قيامت در حال خنده بر بندگان خود تجلّى مى كند
(( مجموعة الرسائل الكبرى، رساله يازدهم: 451. )).
بخارى از ابو هريرة از قول يكى از صحابه نقل مى كند كه از مهمانى پذيرائى كرده بود، به محضر پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم)رسيد و حضرت فرمود: «ضحك اللّه الليلة». خداوند شب گذشته به خاطر پذيرائى تو از مهمان، خنديد
(( صحيح بخاري، ج 4، ص 226، كتاب المناقب، باب مناقب الأنصار. )).
بخارى در صحيح خود از ابو هرير نقل كرده كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود: «يضحك اللّه إلى رجلين يقتل أحدهما الآخر فكلاهما يدخل الجنّة» خداوند مى خندد بر دو نفرى كه همديگر را مى كشند و هر دو وارد بهشت مى شوند
خدای وهابیت با چشم قابل رویت است
در كتاب «منهاج السنّة» كه در ردّ كتاب «منهاج الكرامة» علاّمه حلّى نوشته است مى گويد: عموم منسوبين به اهل سنّت براى اثبات رؤيت خدا اتّفاق دارند واجماع سلف براين است كه ذات احديّت را در آخرت با چشم مى توان ديد ولى در دنيا نمى توان ديد
(( مختصر منهاج السنّة: 2/240. )).
خدای وهابیت همه جا نمی تواند باشد
از هيأت عالى افتاى سعودى پرسيده شده: از نظر شرعى حكم كسى كه معتقد است كه خداوند همه جا وجود دارد چيست؟ و چگونه مى شود به او پاسخ داد؟
هيأت جواب داد: عقيده اهل سنّت اين است كه خداوند بالاى عرش قرار گرفته، و در درون جهان نيست بلكه خارج از اين عالم مى باشد.
ودليل بر علوّ خداوند و بالا بودن او از مخلوقات، همان نزول قرآن از طرف اوست، و مسلّم است كه نزول همواره از بالا به پايين صورت مى گيرد، همانطورى كه در قرآن نيز آمده است: (وَأَنزَلْنَآ إِلَيْكَ الْكِتَـبَ بِالْحَقِّ ...): ما قرآن را به سوى تو به حق نازل نموديم.
تا آنجا كه مى نويسند: رسول گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) از كنيزى كه مى خواستند آزاد نمايند پرسيد: خداوند كجاست؟ پاسخ داد: در آسمان ها است. حضرت پرسيد: من، چه كسى هستم؟ پاسخ داد: پيامبر خدا.
آنگاه حضرت به صاحب آن كنيز فرمود: او شخص با ايمانى است، و مى توانى وى را در راه خدا آزاد نمايى.
و همچنين رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: من امين كسى هستم كه در آسمان هاست، و اخبار آسمان هر صبح و شب به اطلاع من مى رسد.
آن گاه هيأت عالى افتاى سعودى مى نويسد: «من اعتقد أنّ اللّه في كلّ مكان فهو من الحلوليّة، ويردّ عليه بماتقدّم من الأدلّة على أنّ اللّه في جهة العلوّ، وأنّه مستو على عرشه، بائن من خلقه، فإن انقاد لما دلّ عليه الكتاب والسنّة والإجماع، وإلاّ فهو كافر مرتدّ عن الإسلام».
هر كس معتقد باشد كه خداوند همه جا هست، قائل به حلول و دخول خداوند در درون عالم شده، بايد به چنين فردى با دليل ثابت كرد كه خداوند بر بالاى عرش قرار دارد، و خارج از جهان مى باشد، و اگر نپذيرفت او كافر و مرتدّ و خارج از اسلام است
(( كيف الردّ على القائلين بأنّ (اللّه في كلّ مكان) تعالى عن ذلك، وما حكم قائلها؟
وأجابت اللجنة: أوّلا: عقيدة أهل السنّة والجماعة أنّ اللّه سبحانه وتعالى مستو على عرشه بذاته، وهو ليس داخل العالم بل منفصل وبائن عنه. . . .وممّا يدلّ على علوّه على خلقه نزول القرآن من عنده، والنزول لا يكون إلاّ من أعلى إلى أسفل، قال تعالى(وَأَنزَلْنَآ إِلَيْكَ الْكِتَـبَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَـبِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ) المائدة: 48.
إلى أن ذكرت قول رسول اللّه لجارية: أين اللّه؟ قالت: في السماء قال: من أنا؟ قالت: أنت رسول اللّه، قال: أعتقها فإنّها مؤمنة. أخرجه مسلم وأبوداود والنسائي وغيرهم، وفي الصحيحين حديث أبي سعيد الخدري رضي اللّه عنه قال: قال رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلّم: «ألا تأمنوني وأنا أمين من في السماء، يأتيني خبر السماء صباحاً ومساءً». مسند أحمد (3/4، 68، 73) والبخاري (فتح الباري) برقم 3344، 4351، ومسلم برقم 1064.
وثانياً: من اعتقد أنّ اللّه في كلّ مكان فهو من الحلوليّة، ويردّ عليه بماتقدّم من الأدلّة على أنّ اللّه في جهة العلوّ، وأنّه مستو على عرشه، بائن من خلقه، فإن انقاد لما دلّ عليه الكتاب والسنّة والإجماع، وإلاّ فهو كافر مرتدّ عن الإسلام. فتاوى اللجنة الدائمة للبحوث العلميّة والإفتاء: 3/216 ـ 218.)).
خدای وهابیت می تواند بر روی پشه قرار گیرد
و همچنين گفته:«ولو قد شاء لاستقرّ على ظهر بعوضة فاستقلّت به بقدرته ولطف ربوبيّته فكيف على عرش عظيم»
(( التأسيس في ردّ أساس التقديس: ج 1 ص568 . )).
اگر خداوند بخواهد با قدرت خويش مى تواند بر پشت يك پشه اى هم قرار گيرد، پس چگونه نتواند بر روى عرش استقرار بيابد.
خداى وهابيت به صورت نو جوان و مو فرفرى است
ابو يعلى از ابن عباس نقل كرده كه پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: «رأيت ربي عز وجل، شاب أمرد جعد قطط، عليه حلية حمراء».
خداوند را به صورت نو جوانى ديدم كه هنوز موى صورتش در نيامده، سرش پرمو، پيچ پيچ (فرفرى) و داراى زيور و آلات سرخ بود.
ابو يعلى در كتاب ديگرش گفته: ابوزرعه دمشقى اين روايت را صحيح شمرده ... و أحمد بن حنبل گفته: «هذا حديث رواه الكبّر عن الكبّر، عن الصحابة عن النبي(صلى الله عليه وآله وسلم) ، فمن شك في ذلك أو في شيء منه فهو جهميّ لا تقبل شهادته ولا يسلّم عليه، ولا يُعاد في مرضه».
اين حديث را بزرگان از بزرگان از صحابه روايت كرده اند و هر كس در صحت اين روايت شك نمايد او جهمى و شهادت او پذيرفته نيست، سلام نبايد به او داد و به هنگام مريضى از وى نبايد عيادت كرد
(( طبقات الحنابلة: ج3 ص81 ج 82، ط ج مكتبة العبيكان، مكة المكرمة ج جامعة أم القرى.
إبطال التأويلات لأبي يعلى: ج1 ص141، ط1 ج مكتبة دار الإمام الذهبي الكويت، 1410 هـ.، إبطال التأويلات: ج1 ص145. )).
خداى وهابيت غير از ريش و عورت همه چيز دارد
ابو بكر ابن عربى مى گويد: فردى كه مورد وثوق من بود نقل كرد كه ابو يعلى، (امام و پيشواى ابن تيميه) مى گويد: در باره خدا هر عضوى را جز ريش و عورت اثبات خواهم كرد: «إذا ذكر اللّه تعالى وما ورد من هذه الظواهر في صفاته، يقول: ألزموني ماشئتم فإنّي ألتزمه، إلاّ اللحية والعورة»

(( العواصم من القواصم: 210، الطبعة الحديثة: 2/283، دفع شبه التشبيه بأكف التنزيه لابن الجوزي: 95، 130 ـ الهامش. )).


Share
* نام:
ایمیل:
* نظر:

پربازدیدترین ها
پربحث ترین ها
آخرین مطالب


صفحه اصلی | تماس با ما | درباره ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | گالری تصاویر | خبرنامه | نظرسنجی | جغرافیای شیعه | آب و هوا | RSS
طراحی و تولید: مؤسسه احرار اندیشه