2017 September 21 - پنج شنبه 30 شهرويور 1396




تأويل احاديث مهدويت توسط سران بهائيت
کد خبر: ١٣٨٠٥ تاریخ انتشار: ٢٤ شهریور ١٣٩٢ - ١٢:٢٥ تعداد بازدید: 1254
تأويل احاديث مهدويت توسط سران بهائيت

عبد البهاء براي آرام کردن آشوب و بي پاسخ نماندن پرسش ها، تدبيري بهتر از تاويل سخنان علي محمد باب و احاديث مهدويت نيافت. او در اين باره مي گويد:
اگر اهل فرقان (مسلمانان) بگويند: حضرت اعلي روحي له الفداء فرمود: من موعود فرقانم، قيامت بر پا و بلاي بزرگ آشکارشده است، اگر او قائم ...

عبد البهاء براي آرام کردن آشوب و بي پاسخ نماندن پرسش ها، تدبيري بهتر از تاويل سخنان علي محمد باب و احاديث مهدويت نيافت. او در اين باره مي گويد:
اگر اهل فرقان (مسلمانان) بگويند: حضرت اعلي روحي له الفداء فرمود: من موعود فرقانم، قيامت بر پا و بلاي بزرگ آشکارشده است، اگر او قائم موعود است، شمشير برهنه اش کجاست؟ پرچم بسته شده اش کجاست؟ سپاه جنگجويش کجايند؟… اجتماع در اُمّ القُري (مکه)، قيامت کبرا، ميزان، صراط و حسابرسي چه شد؟ و … حضرت اعلي روحي فداء مي فرمايد:

همه اين نشانه ها، شرايط و حوادث در حالي که بر مردم پوشيده بود، در چشم بر هم زدني گذشت.۱

آنچه از نقل قول عبد البهاء از بهاء به دست مي آيد، اين است که موعود آمده، قيامت شده ولي انسان هيچ نفهميده، بهشت، جهنم، نعمت و عذاب را حتي درک نکرده است. با توجه به اين توصيفات، اين همه نشانه و حوادث که کسي آنها را درک نکرده است چه رسد به فهم حقيقتشان و بايد حال اتفاق افتاده توسط مدعي آنها تفسير شود و گرنه صورت خارجي پيدا نمي کند، چه سودي به حال انسان دارد؟ وقتي گفته مي شود: بخشنده به بهشت مي رود و دزد به دوزخ؛ کسي نه تنها دزدي را ترک مي کند بلکه از حاصل دست رنج خود مي گذرد و مي بخشد، توقع پاداش و بهشت دارد، حال به او بگوييم پاداشت را گرفتي، پاداشت معنوي است، قابل مشاهده نيست، تو نمي فهمي و سپس همه ادعاها را تاويل و تفسير کند، کدام انسان خردمندي اين را باور مي کند؟

بهاء مي گويد: قيامت به معناي قيام يک نفر براي اصلاح حال مردم، بهشت باغ رسيدن و ديدار شخصي است که ادعاي مقام مي کند، جهنم يعني به آتش دوري، ناداني و خلاف سوختن؛ خداوند، کسي است که تو را علم و ادب مي دهد؛ معجزه ناتوان کننده مردم عوام، احمق و نادان از ادعاهاي پوچ، طلا، نقره، حيله و نيرنگ و سياست و تدبير کتاب آسماني يعني کلماتي که از آسمان فکر و روح به زبان جاري مي شود.

اگر کسي به اين اندازه با اشاره، مجاز و دو پهلو سخن مي گويد، واقعا خردمندي يافت مي شود که به او سخن او اعتماد کند؟

هنگامي که بايدها و نبايدها تاويل و تفسير مي شود، دين چه معنايي دارد؟ چرا آزادي مردم بيچاره را مي گيريد و آنها را زير بار تکليف مي بريد؟

در اين صورت فلسفه آفرينش که تکامل انسان است از ميان رفته و زندگي در دنيا بيهوده مي شود،۲ مرگ، قيامت، پاداش و کيفر بي معنا مي شود چرا که شخصي چند سالي بدون اميد به حساب و کتاب زندگي مي کند، خوب يا بد مي ميرد و همه چيز تمام مي شود. حتي فکر اين زندگي هم انسان خردمند را آزار مي دهد.

در اين حالت است که جنگل قانونمندتر از محيط زيست انسان مي شود.

شايد بهاء از پوچ بودن آفرينش و بي معنا بودن آيين و مذهب آگاه بوده است و براي رهانيدن بشر از قيد و بندها و آزادي بخشي به آنان اين تاويل هاي شگفت انگيز را بيان کرده است.

عبد البهاء که از اسرار اين مرام آگاه بود، مي گويد:

اين امور (وحدت سياست، وحدت آراء، وحدت آزادي، وحدت وطن) که ذکر شد، همگي حتمي است، زيرا نيرويي آسماني پشتوانه آن است؛ در ايران، اقوام مختلف، مذاهب دشمن و رأي هاي متفاوت بود که از همه جهان بدتر بود، حال به سبب بوي خوش قدس، چنان ارتباط و التيامي حاصل شده … و مجلس هاي مسيحي، موسوي، زردشتي و مسلمان در نهايت دوستي، محبت و آزادگي برگزار مي شود و هيچ تفرقه و دشمني در ميانشان نيست. ببين که قدرت اسم اعظم چه کرده است.

ما نيز به حکومت سياسي بهائيت تبريک مي گوييم که نه تنها حقيقت اسلام و حرارت ديني را از ميان مسمانان برداشته، بلکه از علاقه و حرارت مسيحيان، يهوديان و زردشتيان نيز کاسته است به گونه اي که در نهايت يک رنگي زير سايه وحدت آزادي، وحدت سياست و وحدت وطن زندگي مي کنند و حد و مرزهاي دين، آيين و وطن را از سر بيرون کرده اند؛ پس: « واى بر آنها که نوشته‏اى با دست خود مى‏نويسند، سپس مى‏گويند: «اين، از طرف خداست.» تا آن را به بهاى کمى بفروشند. پس واى بر آنها از آنچه با دست خود نوشتند؛ و واى بر آنان از آنچه از اين راه به دست مى‏آورند!»۳

پانوشت:

۱. ان کان هذا هو القائم الموعود: اين سيفه المسلول و اين لوائه المعقود و اين جنوده المجنده و اين الاعنه و الاسنه اين ترويجه للشريعه الغراء و اين تعميمه للطريقه السمحه لبيضاء اين طيران النقباء و النجباء و اين اجتماعهم في ام القري اين القيامه الکبري اين الميزان اين الصراط اين الحساب اين الجحيم المتسعره و اين الجنه المتبهجه و اين الکوثر و السلسبيل و اين الکاس الممزوجه بالکافور و الزنجبيل اين الحوريات القاصرات الطرف في الخيام و اين الولدان المخلدون کانهم لولو مکنون اين الملائکه الغلاظ الشداد و اين السلاسل و الاغلال و اين و اين؟ (مکاتيب، عبد البهاء، ص ۳۵۲، س۸).

۲. افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الينا لا ترجعون. (سوره مومنون، آيه ۱۱۵).

۳. فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا کَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَکْسِبُونَ‏؛ (سوره بقره آيه ۷۹).



Share
* نام:
ایمیل:
* نظر:

پربازدیدترین ها
پربحث ترین ها
آخرین مطالب


صفحه اصلی | تماس با ما | درباره ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | گالری تصاویر | خبرنامه | نظرسنجی | جغرافیای شیعه | آب و هوا | RSS
طراحی و تولید: مؤسسه احرار اندیشه