2017 July 26 - چهار شنبه 04 مرداد 1396




تعالیم صوفیه ، فرقه ای برگرفته از آیین های غیر اسلامی
کد خبر: ١٣٧٨٢ تاریخ انتشار: ٢٤ شهریور ١٣٩٢ - ٠٩:٥٩ تعداد بازدید: 1178
تعالیم صوفیه ، فرقه ای برگرفته از آیین های غیر اسلامی

دین مبین اسلام توسط نبی مکرم حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله در تاریک ترین زمان بشری و در حول انگیز ترین مکان از لحاظ سیطره ی فکر جاهلی، بر قلوب سراسر کفر و شرک مردم جزیره العرب تابید؛ تا با نور خویش جهان را روشن کرده و بساط انحرافات فکری و عقیدتی را برچیند.

دین مبین اسلام توسط نبی مکرم حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله در تاریک ترین زمان بشری و در حول انگیز ترین مکان از لحاظ سیطره ی فکر جاهلی، بر قلوب سراسر کفر و شرک مردم جزیره العرب تابید؛ تا با نور خویش جهان را روشن کرده و بساط انحرافات فکری و عقیدتی را برچیند. آموزه های دین اسلام به عنوان آخرین آیین، از سوی خداوند تعالی نازل گشت و به مرور زمان و پس از ناملایمتهای بسیاری که رسول خاتم کشید، در متن جامعه ی آن روز جاری و ساری گشت. مسلمانان در زمان رسول خاتم و تا حوالی قرن سوم هجری با انجام واجبات و ترک محرمات و عمل به تعالیم نبوی و خاندان مطهرش، احساس قرب به خدا و نزدیکی به خالق را در خود احساس می کردند و همین انجام تکالیف، زمینه ی تقوا و مسیر سلوک به خدا برای ایشان بود. تقوا صفتی است که انسان را از گناه و نافرمانی خداوند متعال، باز داشته و انسان را بر طاعت و بندگی خداوند یاری می دهد و این همان چیزی است که هدف از خلقت انسان و رسیدن به کمال است.

اواخر قرن دوم هجری، جامعه ی اسلامی با افکاری و عقایدی مواجه شد که پیش از آن سابقه ی وجودی نداشت و تعالیم اسلامی نمی توانست سرمنشأ آن باشد. این افکار، رود زلال آموزه های دین را به یکباره گل آلود ساخت و مسلمانان برای اولین بار با عقایدی چون عشق، وصول به حق، سقوط تکلیف، وحدت وجود و فناء فی الله آشنا شده و بعضاً دچار تناقض می گشتند که مگر انجام تکالیف دینی تا به امروز مسیری غیر از رسیدن به حق و عشق به خدا بوده است؟!

افکاری که فضای جامعه ی اسلامی را مسموم ساخت؛ یقیناً از آموزه های اسلام نبود. عده ای که به صوفی معروف شدند، ناقل این افکار در میان افراد جامعه بودند و سیر عملی ایشان که عزلت گزیدن و ... بود حکایت از این داشت که این مرام، وارداتی بوده و از خارج از دایره ی اسلام وارد شده است.

امروزه صوفیان برای اینکه مرام خود را برگزفته از متن اسلام و تعالیمش جلوه دهند دست به کارهای زیادی می زنند. تاویل و تفسیر آیات در جهت افکار خود، معرفی اشخاص برجسته ی جهان اسلام به عنوان صوفی، داستان پردازی و شرح حال نویسی برای رساندن سند و خرقه به اولیاء الهی و ائمه ی طاهرین علیهم السلام، نمونه هایی از اقدامات ایشان در این زمینه است.

برای مثال، یکی از سران سلسله ی نقشبندیه[1] در راه سلسله سازی، وقتی سند تصوف خود را به جنید و بایزید و در آخر به امام ششم علیه السلام می رساند، ادعا می کند که خرقه ی ایشان از دو طریق به رسول خدا صلي الله عليه و آله می رسد. یکی از طریق اجداد طاهرینش و دیگری از طریق خلیفه ی اول! و گستاخی تا بدینجا می رسد که حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام را تحت تربیت معنوی خلیفه ی اول می داند.![2] چگونه ممکن است کسی که لحظه ای از عمر شریفش را در کفر نبوده و اولین لبیک گوی رسالت نبوی است؛ در امور معنوی از پیری که سالیانی دراز در کفر و بت پرستی و جهالت عمر گذرانیده تلمّذ کند؟!

بر این اساس، تکیه بر گزارشات صوفیه برای پی بردن به سرچشمه ی این فرقه، کاریست عبث و بیهوده و بطلان آن روشن است. با اندکی تامّل بر اعمال صوفیان از آغاز پیدایش و تفحص در تاریخ می توان دریافت که کارهای ایشان بسیار به اعمال همسایگانِ مناطق اسلامی مشابهت دارد. نگاهی به جغرافیای فرهنگی در صدر اسلام گواه این مطلب است که عقیده ومرام های هم مرزهای اسلام، تاثیر عمیقی بر مسلک صوفیه داشته است. فرهنگ های مختلف چنان بر این مسلک و مرام وارداتی سایه افکنده که نویسندگان صوفیه هم نتوانسته اند این حقیقت مکشوف را کتمان کنند. دكتر قاسم غني که تألیفات او نشان از علاقه وی به عرفان و تصوف دارد، تحت عنوان «منابع غير اسلامي تصوف» چنين مي­نويسد: (زهد ابراهيم ادهم و عشق رابعه و عقايد عرفاني جنيد و ذوالنون و فناي بايزيد و حلاج و موضوع «انسان كامل» كه در اصل، ابتكار حلاج است و بعدها ابن­ عربي و ابـراهيم بن عبدالكريم گيلاني آن را پرورانده، شكل بخصوصي به آن داده ­اند و فلسفه اشراق سهروردی موسوم به «حكمة الاشراق» كه خود نام «حكمت اشراق» امتزاج فلسفه و تصوف را مي­ رساند؛ همه اينها مناسبات بسيار نزديك بين تصوف و فكر هندي و نوافلاطوني و مسيحيت را جلوه گر مي­ سازد)[3]

پس با این حساب می توان نتیجه گرفت که برای پی بردن به کُنه تعالیم صوفیه و مرام صوفیانه، نه در اسلام اصیل و آموزه هایش، بلکه در آيين­ هاي هندو، مسيحيت، ايران باستان و يونان باید جستجو کرد.

منابع:

[1]. خواجه محمد پارسا

[2]. نقدي بر مثنوي، علي اكبر مصلايي، ص 115

[3]. بحث در آثار و افكار و احوال حافظ، قاسم غني، ص 565



Share
* نام:
ایمیل:
* نظر:

پربازدیدترین ها
پربحث ترین ها
آخرین مطالب


صفحه اصلی | تماس با ما | درباره ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | گالری تصاویر | خبرنامه | نظرسنجی | جغرافیای شیعه | آب و هوا | RSS
طراحی و تولید: مؤسسه احرار اندیشه